گل نرگس...

گل نرگس...

وبلاگ رضا علیزاده - نیکو
گل نرگس...

گل نرگس...

وبلاگ رضا علیزاده - نیکو

"ابیاتی از دیوان طبیب اصفهانی"

  - از ما نهفته با دگران یار بوده‌ای

    ما غافل و تو همدم اغیار بوده‌ای

    جایی که شب شدند حریفان تمام مست

    باور که می‌کند که تو هشیار بوده‌ای

 

   - ای وای بر آن مرغ گرفتار که از دام

    پایش بگشایند و پریدن نگذارند 


   - برهم زدم از ذوق اسیری پر و بالی 

    ورنه سر پرواز ز کنج قفسم نیست

 

    - تا بر دلت از ناله غباری ننشیند 

     از بیم تو در سینه نهفتیم نفس را 


     -تا کی نصیحتم که بخوبان مبند دل 

     ناصح ترا چکار؟ دل من دل تو نیست

 

     -چه دامست اینکه هر مرغی که می‌گردد گرفتارش 

     نمی‌آید به خاطر پرفشانی‌های گلزارش

 

     -حسرت مرغ اسیری کشدم کز دامی 

     کرده پرواز و به کنج قفسی افتاده‌ست

 

    - در آن گلشن که گلچین در به روی باغبان بندد 

     نمی‌دانم به امید چه بلبل آشیان بندد 


     - درین گلشن از آن شادم که نوپرواز مرغان را   

      رسد عهد گرفتاری چو بال و پر شود پیدا 


   - نمی‌دانم زیان و سود بازار محبت را 

      همین دانم که کالای وفا کمتر شود پیدا 


      - دلخراش است دگر ناله مرغان چمن 

      در خم دام مگر تازه‌گرفتاری هست؟ 


     - شب چو بمیرم به سر کوی تو 

      زنده شوم صبحدم از بوی تو 


         «غمش در نهانخانه دل نشیند 

    به نازی که لیلی به محمل نشیند 

    مرنجان دلم را که این مرغ وحشی  

    ز بامی که برخاست مشکل نشیند 

    بنازم به بزم محبت که آنجا 

    گدایی به شاهی مقابل نشیند 

    خلد گر به پا خاری آسان برآرم  

    چه سازم به خاری که در دل نشیند»


     - منزل بسی دور و به پا ما را شکسته خارها 

     واماندگان را مهلتی ای کاروانسالارها 

     گر باغبان روزی به ما بندد در گلزارها 

     ما را نگاهی بس بود از رخنه دیوارها 

روش خاص انجام کارهای پسندیده...


انجام کارهای پسندیده هم روش خاصی دارد،

که از انتخاب مقصد درست آغاز می شود...

بعد فکر درست...

انتخاب مسیرمناسب و حرکت...

البته با ایمان و اطمینان...

از خدای بزرگ می خواهیم که یقین

لازم را به ما عطا کند،

تا عمل مان بهتر شود...

انسان، فکر و نتیجه...


   دوست من:


           انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند...

 

           اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دهید،

            همان نتیجه را می گیرید که همیشه می گرفتید!

 

          کارتان را با توکل به خدا آغاز کنید، توانائی انجامش بدنبال می آید...

خواص درمانی دارچین و زنجبیل

 

دارچین، به جز درمان اختلال های گوارشی، خاصیت آرامش بخشی دارد. دارچین قند و کلسترول خون را کنترل می کند و از آن برای درمان سوء هاضمه، درد و نفخ معده و اسهال استفاده می شود.


متخصصان به این نتیجه رسیده اند که دارچین علاوه بر آن که دیابت را کنترل می کند، بر کلسترول خوب و ال دی ال هم اثر می گذارد. افرادی که آلرژی دارند نباید از مصرف دارچین در غذاهای خود پرهیز کنند زیرا موجب تشدید آلرژی نمی شود.


اثرهای مضر مصرف زیاد دارچین، عبارت است از، التهاب یا ورم کردن پوست، زخم ها و ترک های گوشه دهان و سوزش معده. دارچین، از لخته شدن خون جلوگیری می کند اما زیادی آن در خون باعث بروز مشکل های خونی و گردش خون می شود به ویژه اگر با داروهایی مانند آسپرین که باعث رقیق شدن خون می شود مصرف شود مشکل را ۲ برابر می کند.


دارچین، رمز جوانی است

مصرف روزانه آن انسان را سلامت و جوان نگه می دارد و بهترین دارو برای دردهای عضلانی است و به عنوان تب بر استفاده می شود.دارچین خاصیت عجیب دیگری دارد که آن هم قوی کردن مصونیت بدن در مقابل امراض است. اگر حس می کنید ضعیف شده اید و ممکن است مریض شوید، چای دارچین را فراموش نکنید. حتی اگر سرما خورده اید یا ضعف شدید دارید چای دارچین بهترین دارو است

 

زنجبیل در کنترل و بهبود سردردهای میگرنی

 

سردردهای میگرنی رابا این گیاه تسکین دهید

مطالعات انجام شده توسط محققان دانمارکی نشان داد که گیاه زنجبیل در کنترل و بهبود سردردهای میگرنی نقش بسزایی ایفا می کند. این محققان پی بردند که اثر زنجبیل در پیشگیری و کنترل میگرن معادل داروهای مسکن شیمیایی می باشد.


گیاه زنجبیل از سال ها قبل و در طب سنتی دارای کاربردهای درمانی متعدد از جمله رفع تهوع بوده است.

مطالعه اخیر نشان داد که زنجبیل به کنترل واکنش های التهابی و درد کمک کرده و

 سردردهای میگرنی را بهبود می بخشد.


متخصصان توصیه می کنند با شروع علایم میگرن، در حدود یک سوم قاشق مرباخوری پودر زنجبیل (معادل ۵۰۰ تا ۶۰۰ میلی گرم) را در آب گرم ریخته و بنوشید. همچنین می توان از زنجبیل تازه در رژیم غذایی روزانه استفاده نمود.



" توسط:آقای حسین احمدی"



 

ماتریس متقارن ادبی


 

  از چهره   افروخته    گل را      مشکن

  افروخته   رخ مرو     تودگر      به چمن

  گل را      تو دگر    مکن خجل  ای مه من

  مشکن   به چمن   ای مه من  قدر سخن