گل نرگس...

گل نرگس...

وبلاگ رضا علیزاده - نیکو
گل نرگس...

گل نرگس...

وبلاگ رضا علیزاده - نیکو

گردشگری در استان تهران5...

موزه هنرهای ملی ایران


 

 

 

170 سال پیش‌، در زمان فتحعلی‌شاه‌، در محل ساختمان‌های وزارت فرهنگ و سازمان برنامه و بودجه‌، باغ بزرگی بود که از شمال تا خیابان هدایت فعلی و از جنوب تا میدان بهارستان گسترده بود. در حال حاضر از آن باغ و قصر فقط حوض خانه‌ای باقی‌مانده که تبدیل به موزه هنرهای ملی شده است و شاید همین، آن را از خطر نابودی محفوظ داشته است‌.

 

 


این مجموعه در برگیرنده بهترین هنرهای ملی ایران در همه سال‌های اخیر مانند مینیاتور، تذهیب‌، خاتم‌، کاشی‌کاری‌، قالی‌بافی‌، پارچه‌بافی‌، زری دوزی مخمل بافی‌، میناکاری‌، قلم‌زنی و معرق است‌. این ساختمان در 1309 ش به موزه تبدیل شده است‌. ساختمان موزه از همان دوران باقی مانده و فقط حوض وسط تالار برداشته شد.
نام موزه از نام باغ برداشته شد و چون این محل حوض خانه بوده‌، به حوض خانه باغ نگارستان معروف است‌. این موزه به همت مرحوم استاد حسین طاهرزاده بهزاد تأسیس شده است‌.

 

 

روزهای بازدید : همه روزه بجز پنجشنبه وجمعه
ساعت کار : 8 تا 16
آدرس : میدان بهارستان خیابان کمال المک ساختمان فرهنگ و ارشاد اسلامی

 

 

 

 

 

 



گردآوری و انتشارپایگاه تخصصی گردشگری ایران




فرا رسیدن اربعین حسینی تسلیت و تعزیت باد...

اربعین(مصیبت)

 

عذار نیلی و قدّ خم و چشم تر آوردم

گلاب اشک بهر لاله های پرپر آوردم

 

زجا برخیز ای صد پاره تر از گل! تماشا کن

که از جسم شهیدانت، دلی زخمی تر آوردم

 

تمام یاس هایت را به شام از کربلا بردم

چو برگشتم برایت یک چمن نیلوفر آوردم

 

مسافر از برای یار سوغات آورد اما

من از شام بلا داغ سه ساله دختر آوردم

 

اگر چه سر نداری یک نگه بر سیل اشکم کن

که با چشمان خود آب از برای اصغر آوردم

 

تو بر من از تن بی سر خبر ده ای عزیز دل!

که من برتو خبرهای فراوان از سر آوردم

 

چهل منزل سفر کردم به شهر شام و برگشتم

خبر ازچوب و از لعل لب و طشت زر آوردم

 

زاشک چشم و سوز سینه ی مجروح وخون دل

همانا مرهمت بر زخم های پیکر آوردم

 

قد خم، موی آشفته، تن خسته، رخ نیلی

به رسم هدیه میراثی بود کز مادر آوردم

 

زسیل اشک دریا کرده ام چشم محبان را

به آهم شعله ها از سینه ی میثم برآوردم


"؟"                                                         



الهی... "صحیفه سجادیه"

 

گفتنی هایی هست که هیچ قلبی محرم آن نیست

و تنهایی هایی هست که هیچ جمعی آنرا پر نمی کند

الهی...

پرسش هایی هست که جز تو کسی قادر به پاسخ دادنش نیست

قصد هایی هست که جز به توفیق تو میسر نمی شود

الهی...

تلاش هایی هست که جز به مدد تو ثمر نمی بخشد

تغییراتی هست که جز به تقدیر تو ممکن نیست

و دعاهایی هست که جز به آمین تو اجابت نمی شود

الهی...

قدم های گمشده ای دارم که تنها هدایت گرش تویی

و به آزمون هایی دچارم که اگر دستم نگیری

و مرا به آنها محک بزنی، شرمنده خواهم شد

الهی...

با این همه باکی نیست

زیرا من همچو تویی دارم

تویی که همانندی نداری

رحمتت را هیچ مرزی نیست

ای تو خالق دعا و مالک "آمین"...

(صحیفه سجادیه).

به مهر بى کران او مى سپارم لحظات و دقایق این هفته را

پرامید باد سومین هفته آذر