| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
"هوالجمیل"
کوه پیمایی 96/7/20


دیر عازم کوهستان شدم به دلیل خستگی
روز قبل و استراحت صبحگاهی!
حدود ساعت 9 میدون درکه بودم و برای اولین بار با جماعتی
که معمولاااااا برای ناهار به درکه میان و تا کوه پایه ها
تفریح کنان در معیت دوستان یا خانواده عزیمت
می کنن و در مناطق خوش آب و هوا و عموما
در کنار رودخانه اتراق کرده و بساط
ناهار را آماده و دودکباب
راه می اندازند
هم قدم
و
هم سفر شدم...


روز شلوغی بود و جماعت برخلاف هفته قبل گروهی به کوهستان و
کوه پایه ها زده بودن و گذرگاه های عبور شلوغ و پر جمعیت
بود. تا بالای آبشار کارا و بندعبداله و حوالی آبشار جوزک
بالا رفتم، این هفته مشکل کفشم داشتم چون کفش
کوهم هفته پیش دیگه از فرم خارج شده بود و
اونو انداختم بیرون، کفش کوه زاپاس رو
پوشیده بودم که راحت نبود و چون
مدت ها استفاده نکرده بودم
کمی خشک بود!
با این مقدمه
زیاد نمی توونستم به ارتفاعات بزنم!


حدود ساعت 11ونیم در یه
رستوران تروتمیز در همون حوالی اتراق کردم
و جای دوستان خالی صبحانه و ناهار
رو باهم سفارش دادم نیمرو و
میرزاقاسمی با مخلفاتش...





تا حدود ساعت یک پس از صرف غذا
اون جا بودم و بعد راه افتادم پایین.
ساعت 3 توو درکه بودم و عازم منزل شدم...
تعدادی هم عکس گرفتم که تقدیمتون می کنم...
رع

رنج از عشق ناشی می شود،
رنج از عشق.
اگر دوست نمی داشتی،
اگر بدین حدت دوست نمی داشتی،
به این شدت دچار رنج نمی شدی.
تاوان؛
هر انسانی برای زندگی خود تاوانی می پردازد،
و تو تاوان عشق خود را می پردازی،
عشق به زندگی و عشق به دیگران...
روزگار سپری شده مردم سالخورد

اگر بدانی وقتی نیستی چقدر بیهوده ام
تلخم ، خرابم ، هیچم ...
اگر بدانی
هیچ وقت نمی روی
حتی به خواب ...
گفت از تو یاد می کنم،اما وفا نکرد
