بعدترها ... وقتی موهای جو گندمی ات را از پیشانی ات کنار می زنی
و قرص های رنگارنگت را به ضرب آب پایین می دهی
وقتی با کسی که عادت کرده ای به بودنش کنار شومینه ی رنگ و رو
رفته ی خانه می نشینی و به جای دوستت دارم،
از پادردت شکایت می کنی...
وقتی برای بار هزارم سریالی را تماشا می کنی
وقتی دیگر برایت فرقی نمی کند موهایت سپید باشند یا بلوند!
نسکافه ای باشد یا هر رنگ دیگری!
وقتی پسر بزرگترت روز مادر برایت صندلی نماز می آورد
متوجه خواهی شد
که زندگی آنقدر ها ارزش نداشت
که برای به دست آوردن کسی که دوستش داشتی نجنگی!
که برای آرزو هایت تلاش نکنی!
به زودی وارد روزمرگی هایت خواهی شد
به زودی وارد روزی می شوی
که آرام و ساکت روی صندلی چوبی قدیمی جهیزیه ات
رو به روی پنجره ی خانه نشسته ای و چای می نوشی
و همسرت طبق معمول مشغول غر و لند هایش ست!
به زودی متوجه خواهی شد
که چه کلاه بزرگی سرت گذاشت این زندگی!
که هرروزت را به بهانه ی روز بهتر از تو ربود
و تو چه ساده لوح بودی که حرفش را باور کردی!
زندگی تو همین امروز است
همین ساعت
کاری که دوست داری انجام بده!
"دوستت دارم" را به هرکس که لازم است بگو
هراز گاهی را با دوستانت بگذران،
فارغ از هر فکر، سفر کن...!
بعدتر ها متوجه خواهی شد
اما...
زندگی ات را همین امروز زندگی کن...
shahe_sheydai
ای مادر... ای مادر...
بی تو حتی خورشید هم برایم گرما و روشنی ندارد!
روزهایم تاریک و شب هایم تاریک تر است...
ای نازنین...
هنوز هرم گرمای آغوشت قلب بی تابم را آرامش می بخشد...
و طعم شیرین بوسه هایت، مزه ی تلخ جدایی را کم اثرتر
و ضربان کند زمان را در برابرم تندتر می کند!...
مادرم...
وداع با تو تلخ ترین واقعه عمرم بود! این تلخی تا پایان،
سراسر وجودم را خواهد گرفت...
تا روزی که دیگربار
در آغوش نازت،
خستگی این دوری را از تن بی رمقم به در کنم...
رع- 95/5/5

"ترانه قدیمی بهار من با صدای عماد رام"
http://s1.picofile.com/file/8261274026/
Emad_Ram_Bahareh_Man_Gozashteh_Shayad_.mp3.html
********
"بهار من"
چرا تو جلوه ساز این بهار من نمی شوی
چه بوده آن گناه من که یار من نمی شوی
بهار من گذشته شاید
شکوفه ی جمال تو ، شکفته در خیال من
چرا نمی کنی نظر ، به زردی جمال من
بهار من گذشته شاید
تو را چه حاجت نشانه من
تویی که پا نمی نهی به خانه من
چه بهتر آن که نشنوی ترانه من
نه قاصدی که از من آرد ، گهی به سوی تو سلامی
نه رهگذاری از تو آرد ، گهی برای من پیامی
بهار من گذشته شاید
غمت چو کوهی به شانه ی من
ولی تو بی غم از غم شبانه ی من
چو نشنوی فغان عاشقانه ی من
خدا تو را از من نگیرد ، ندیدم از تو گر چه خیری
به یاد عمر رفته گریم کنون که شمع بزم غیری
بهار من گذشته شاید...
"رحیم معینی کرمانشاهی"
خلاصهای از سه شمارهی قبل این مطلب:
این مطلب با مثال مارمولک از کتاب شادمانی درونی آغاز شد و
به این نتیجه رسیدیم که فراوانی، رفاه و انباشتگی در
هر زمینهای و عدم استفادهی صحیح ازآن، باعث
کاهش انگیزه و افزایش رخوت و افسردگی
میشود و این روند ما را از طبیعت
خودمان دور میکند. در دنیای
شبکههای اجتماعی هم وقتی
خود را بیمهابا در معرض
اطلاعات و پیامهای
اخلاقی، عرفانی،
خودشناسی،
بهداشتی
و...
قرار میدهیم و این کار
تنها بُعد سرگرمی و چرخ زدن
در دنیای مجازی پیدا میکند، نه تنها
فایدهای نمیبریم بلکه آنها فقط تبدیل به
شعار شده و حتی دچار سوء هاضمهی ذهنی
میشویم! همچنین به مراحل هفت گانهی خوردن تا
هضم غذا در بدن فیزیکی اشاره شد و شباهتهای آن
با ذهن انسان و مراحل آموزش و یادگیری
مورد بررسی قرار گرفت.
ادامه مطلب:
از بیان این واقعیتها به این حقیقت میرسیم که برای این
که دانشِ فراگرفته شده جزئی از وجود ما شود،
مقدمه و مؤخرهای دارد که هرچند رعایت
آن در دنیای ماشینیِ امروز نشدنی
به نظر میرسد ولی با کمی
حساسیت میبینیم نزد
پژوهندگان و
پویندگان این مسیرِ
بیانتها به آسانی رعایت میشود.
وقتی ما خود را به طور افراطی در معرض این اطلاعات و
فرهنگها قرار میدهیم، کمیت جای کیفیت را
میگیرد و در این فضای مسموم،
کاربردیترین و آموزندهترین
درسهای خودسازی،
عرفانی، اخلاقی،
بهداشتی
و به طور کلی زندگی،
نه تنها بیروح و بیاثر میشود بلکه
سنگینی خاصی که ناشی از عمل نکردن است،
به وجود میآید و احساس ملامت و سرزنش کردن را نیز ایجاد میکند.
چند جمله، ضرب المثل و گزیدهی ادبی در این ارتباط:
- دریافت و ارسال پیامهای آموزنده و خودسازی و ...
اگر به صورت عادت و اعتیاد در آید تبدیل به شعار
شده و بُعدِ عملیِ آن ناپدید میشود.
- کفران نعمتِ فرهنگی یعنی آرشیو و انباشته کردن دانشها در ذهن
و استفاده نکردن و به کار نگرفتن آنها.
- آشپزهای حرفهای میگویند در صورتی غذا نوش جانشان میشود
که خارج از آشپزخانه خورده شود.
(یعنی جایی که فراوانی
خوراکی است،
لذت
غذا تجربه نمیشود.)
- کوزه گر از کوزه شکسته آب میخوره.
- سگ سیر قلیه ترش
- دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند:
یکی آن که اندوخت و نخورد و دیگر آن که
آموخت و نکرد (گلستان سعدی).
- دو صد گفته چو نیم کردار نیست...
"بولتن کانون یوگای ایران"
مرداد ماه ۱۳۹۵
"طلاق تبعات بسیار بدی در جامعه دارد که ازجمله آن به وجود آمدن کودکان کار و خیابانی، و مجرم شدن فرزندان طلاق است"
یک کارشناس اجتماعی گفت: طلاق تبعات بسیار بدی در جامعه دارد که ازجمله آن به وجود آمدن کودکان کار و خیابانی، و مجرم شدن فرزندان طلاق است.
به گزارش تابناک ایلام، «نرگس محمدیان» در مورد آسیب جدی طلاق بر جامعه اظهار کرد: حجم بسیار زیادی از فرزندان طلاق وضعیت اسفباری در جامعه پیدا میکنند که این مهم نیازمند همکاری و عزم جدی و عملی دستگاههای مسئول در این زمینه برای کاهش یا جلوگیری از بروز پدیده طلاق است که تاکنون به آن بهخوبی عمل نشده است.
وی بابیان این که طلاق تبعات بسیار بدی در جامعه دارد که ازجمله آن به وجود آمدن کودکان کار و خیابانی، فساد و مجرم شدن فرزندان طلاق است افزود: مشکلات،علل و عوامل آن باید بدون تردید به جامعه گفته شود و بعد به مبارزه با آن پرداخت. با پنهانکاری راه بهجایی برده نمیشود، باید تکلیف مشخص شود.
محمدیان با تأکید بر اینکه با توجه به آمار و اطلاعات، فقر بیشترین علت آسیبهای اجتماعی و بخصوص طلاق در استان است. خاطرنشان کرد: طلاق ازلحاظ اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی تبعات جبرانناپذیری بسیاری به دنبال دارد.
این کارشناس اجتماعی ادامه داد: نهادها و سازمانها باید در این زمینه به وظیفه خود عمل کنند، اما تاکنون اقدامی مناسبی انجام ندادهاند و همچنان طلاق در جامعه قربانی میگیرد.
وی اقدام پیشگیرانه را از مهمترین راهکارهای کاهش آسیبهای طلاق دانست و خاطرنشان کرد: خانواده و بخصوص مادران که تأثیر زیادی در طلاق دارند، باید در این زمینه نقشآفرینی درست و منطقی داشته باشند.
محمدیان با تأکید بر اینکه بسیاری از زوجین پختگی و آمادگی کافی برای شروع زندگی مشترک را ندارند، بیان کرد: به دلیل عدم آموزش لازم و مهارت زندگی در اوایل زندگی مشترک دچار اختلاف میشوند و نتیجه آن طلاق میشود.
این کارشناس اجتماعی بابیان اینکه بسیاری از آسیبهای اجتماعی غیرقابلجبران، ریشه در طلاق دارند، تصریح کرد: باید به زوجین و فرزندان نسبت به داشتن تعهد نسبت به زندگی آموزش لازم داد و فرهنگسازی درست در این زمینه نهادینه شود که والدین میتوانند در این زمینه بسیار تأثیرگذار باشند.
وی ادامه داد: توجه جدی به مسئله ازدواج و هموار کردن مسیر این مهم موجب کاهش فساد و بیبندوباری در جامعه میشود و نگاه به فریضه و فلسفه مقدس ازدواج بهخوبی در بین جوانان ما تبیین نشده و حتی بعضی از خانوادهها حمایتگر طلاق فرزندان خود هستند.
محمدیان بابیان اینکه مسئله طلاق باید بهعنوان یک درد بزرگ و حاد در جامعه به آن توجه شود، چراکه بعد از شکلگیری طلاق، احساس بیکفایتی و بدبینی در فرد میشود و وی را بهسوی خودکشی سوق میدهد، تصریح کرد: جوانان ما امروز نسبت به تشکیل زندگی و فلسفه آن آگاهی کافی ندارد و صرفاً به خاطر برخی هوا و هوسها تن به ازدواج میدهند که بعداً نتیجه آن طلاق میشود.
این کارشناس اجتماعی با تأکید بر اینکه مشاوره قبل از ازدواج بسیار ضروری بوده که باید به جامعه در این زمینه آگاهی داد، اضافه کرد: متأسفانه در این زمینه بخصوص در استان نگاه منفی به این اقدام وجود دارد و احساس میکنند که فرد زمانی که دچار مشکلات روانی شود باید به مرکز مشاوره مراجعه کند./پ
منبع: ایسنا