زمان و مکانی را پیدا کن و آن را به مراقبه اختصاص بده .
این کار در آغاز کمی مشکل است ، پس صبر پیشه کن .
تنها چیز لازم صبر است . امیدوار و خوشبین باش ،
زیرا گذشت زمان لازم است.
گویی بذری را کاشته ای.
نباید انتظار داشته
باشی بذر همین
فردا
شکوفا شود!
شکیبا باش ! بذر به موقع شکوفا خواهد شد.
شکوفایی بذر نه تابع انتظارات تو ،
بلکه تابع قوانین مخصوص خود است. بذر ،
قانون ذاتی و طبیعت خود را دارد . منتظر فصل مناسب می ماند.
شاید منتظر ابرها ، منتظر باران و منتظر بهار ...
پس بی تابی مکن.
بی تابی
یکی از اصلی ترین دلایلی است
که بسیاری از مراقبه نتیجه نمی گیرند.
مسئله موفقیت یا شکست در میان نیست.
بدون توجه به این که چه اتفاقی روی می دهد به این کار
ادامه بده. همان گونه که هر روز وقتی شست و شو می کنی
یا به خواب می روی ، هیچ گاه در مورد این که موفق شده ای یا نه،
آیا چیزی را به دست آورده ای یا نه ، نگران نیستی.
شست و شو خود به خود خوب و ذاتاً
ارزشمند است...
دیری نمی گذرد که مراقبه تبدیل به شست و شوی
درون می شود. به تو احساس خوبی
دست می دهد.
احساس متمرکز تر شدن ،
ریشه دار تر شدن و استوارتر شدن می کنی.
اگر صبر پیشه کنی ، روزی ناگهان انفجار در تو رخ می دهد.
نوری به پا خواهد خاست و از آن لحظه به بعد تو دیگر
همان آدم گذشته نخواهی بود.
دیگر لزومی به مراقبه نخواهی داشت .
هرکاری انجام دهی، مراقبه خواهد بود...
نفس کشیدنت مراقبه خواهد بود و هم چنین راه رفتن و غذا خوردنت...
مراقبه به طبیعت وجود تو تبدیل خواهد شد...

http://s9.picofile.com/file/8302986742/Track_3.mp3.html
"گل مریم - شیدا و مسعود"
گـــــــل مریم سر راه تو پرپر کردم
ندانستم قسم های تو باور کردم
گـــــــل مریم سر راه تو پرپر کردم
ندانستم قسم های تو باور کردم
به یادم
به یادم آید آن شب در سکوت صحرا
تو بودی و من و مهتاب و عطر گل ها
رها بود زغم ها دل ما
رها بود زغم ها دل ما
رفــتی و شد فـــــــنا آن رویـــــا
در دلم شد بی تو هنگامه برپا
در انتظارت عمرم هــــدر شد
نفـــــرین بر این دنـــــــــیا
در انتظارت عمرم هــــدر شد
نفـــــرین بر این دنـــــــــیا
گـــــــل مریم سر راه تو پرپر کردم
ندانستم قسم های تو باور کردم
گـــــــل مریم سر راه تو پرپر کردم
ندانستم قسم های تو باور کردم
به یادم
به یادم آید آنشب در سکوت صحرا
تو بودی و من و مهتاب و عطر گل ها
رها بود زغم ها دل ما
رها بود زغم ها دل ما
رفــتی و شد فـــــــنا آن رویـــــا
در دلم شد بی تو هنگامه برپا
در انتظارت عمرم هــــدر شد
نفـــــرین بر این دنـــــــــیا
در انتظارت عمرم هــــدر شد
نفـــــرین بر این دنـــــــــیا
گـــــــل مریم سر راه تو پرپر کردم
ندانستم قسم های تو باور کردم
گـــــــل مریم سر راه تو پرپر کردم
ندانستم قسم های تو باور کرد
بی خودی نیست که اسم گل ها را از اسم زن ها انتخاب کرده اند ،
مثلا آقا هوشنگ جز یک سبیل پر پشت،
چه دارد که بتواند اسم یک گل باشد!
گل ظرافت دارد ،
ظرافت در رنگ ،
نقش و دیگری در بو
زن ها هم همین اند ...
زن ها همه شان گل اند
یکی زیباست که چشم های همه را خیره می کند
یکی مهربانی اش جلوه می کند
یکی دست پخت دارد بیا و ببین
یا مثلا یکی آنقدر خوش ذوق است ،
سبزی پلو را می ریزد توی سینی قلم کاری شده ی اصفهان ،
ماهی شکم پر را طوری می آراید که ماهی بیچاره
اگر جان داشت حتما یک سلفی می گرفت !
یکی هم فقط بلد است حرف بزند ،
همین خوب حرف زدن ،
کم چیزی نیست !
این که خستگی یک شب کشیک را با دو کلمه از تن آقا در کند
آخرِ همه ی ظرافت هاس...
بعضی خانم ها هم هستند اهل ساز و آواز و دهل ،
یک چنگی به تار بزنند قند توی دل مردشان آب می کنند
یک زن هایی هستند چشم هایشان حکم سلاح دارد
با همان ریملی که از دوشنبه بازار خریده اند
تو را به رگبار می بندند ...
دیده اید بعضی گل ها هستند برگ هایشان بهتر از خودشان ،
بعضی زن ها هستند موهایشان بهتر از صورت ساده شان.
همین موهای مشکی رنگ نخورده را بلند می کنند
می گذارند میان یک گلِ سر توپ توپی و تو هلاک می شوی...
زن ها همه از دم گل تشریف دارند ،
شما ببین کدام بیشتر به گلدان دلت می آید ،
آب و نان از تو ، ریشه از او ،
و به همین سادگی عشق گل می کند...
بدنسازی و فیتنس
۱- تا می توانید آب زیاد مصرف کنید
۲- به مدت۲۱ روز قند مصرف نکنید
۳- ناشتا ۱ لیوان آب و قبل از غذا ۲ لیوان آب بنوشید
۴- سه روز در هفته تمرین داشته باشید
۵- هر روز چای سبر بنوشید
۶- شکلات تلخ و مارچوبه را فراموش نکنید
۷- صبحانه را کامل بخورید
۸- دو روز در هفته هوازی بزنید
۹- همیشه به غذاهایتان سبزی اضافه کنید
۱۰- ساندویچ و فست فود را تعطیل کنید.
FITNESSGOOD
وقتی پشت سر پدرت از پله ها پایین
می روی
و میبینی چقدر آهسته می رود
تازه میفهمی چقدر پیر شده !
وقتی مادر بعد از غذا، پنهانی مشتی دارو را میخورد ،
تازه میفهمی چقدر درد دارد اما چیزی نمی گوید!
در ۱۰ سالگی : مامان ، بابا عاشقتونم
در ۱۵ سالگی : ولم کنین
در ۲۰ سالگی : مامان و بابا همیشه می رن رو اعصابم
در ۲۵ سالگی : باید از این خونه بزنم بیرون
در ۳۰ سالگی : حق با شما بود
در ۳۵ سالگی : می خوام برم خونه پدر و مادرم
در ۴۰ سالگی : نمی خوام پدر و مادرم رو از دست بدم !
در شصت سالگی : من حاضرم همه زندگیم رو بدم تا پدر و مادرم الآن اینجا باشن ...
.و این رسم زندگی است....
چه آرامشی دارد قدردان زحمات پدر و مادر بودن و هیچ زمانی دیر نیست حتی همین الان